●▬ஜ۩ دست های پر از خالی ۩ஜ▬●
تنهایی ام را...دوست دارم...بوی پاکی می دهد

ای قلب تو پر شراره از عشق بگو
 وی درد تو بی شماره از عشق بگو
 امید رهایی ام از این دریا نیست
 ای پهنه ی بی کناره از عشق بگو
تا شب پره ها باز ملامت نکنند
با این شب بی ستاره از عشق بگو
 دیریست که می رویم و نا پیداییم
 درمانده که چیست چاره از عشق بگو
 تا یاد تو را به لحظه ها نسپارند
 هر دم همه جا هماره از عشق بگو
گاهی سخن سکوت را می فهمند
 لب دوخته با اشاره از عشق بگو
 وقتی ز قصیده ها غزل می سازند
 بنشین و به استعاره از عشق بگو
تنهای من ای با من تنها ، تنها
 از عشق دوباره از عشق بگو



تاریخ: 27 / 1 / 1390برچسب:شعر از عشق بگو,
ارسال توسط ★ --❤رحمت الله❤--★

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 32 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی